راه های پیشگیری از اعتیاد

خلاصه کتاب شادمانی درونی

مهمترین پیام ما، مسئولیت پذیری انتخابی آگاهانه است.

خلاصه کتاب شادمانی درونی

مهمترین پیام ما، مسئولیت پذیری انتخابی آگاهانه است.

خلاصه کتاب شادمانی درونی

رضایت در مورد گذشته: آیا شما می توانید دربالاترین حد ممکن خود زندگی کنید؟ چه متغیرهای ارادی تغییر پایدار را ایجاد کرده و تاثیر بهتر از جستجو برخی لحظات لذت بخش موقتی خواهند داشت؟

هیجان مثبت می تواند در مورد گذشته، حال و آینده باشد. هیجانات مثبت مربوط به آینده شامل خوش بینی، امیدواری، ایمان و اعتماد هستند. هیجانات مثبت مربوط به زمان حال مثل: شادی، شور، آرامش، اشتیاق، هیجان و لذت و از همه مهمتر (جاری بودن) است. اینها همان هایی هستند که بیشتر مردم به هنگام صحبت های گهگاه شان درمورد شادمان بودن آنها را در نظر دارند.

هیجانات مثبت در گذشته مانند: رضایت، خشنودی، خرسندی، افتخار و آرامش هستند. درک این نکته بسیار مهم است که این سه مفهوم از هیجان از یکدیگر متفاوت بوده و لزوما ارتباط نزدیکی با هم ندارند. درحالی که مطلوب است در هر سه مفهوم شاد باشیم، اما این همیشه اتفاق نمی افتد. مثلا ممکن است فرد به گذشته افتخار کند و درمورد آن رضایت داشته باشد اما در حال حاضر و نسبت به آینده هم بدبین باشد.

شما ازطریق آشنا شدن با هرسه نوع متفاوت شادی می توانید با تغییردادن نحوه احساس خود مربوط به گذشته، چگونگی تفکر در مورد آینده و نحوه تجربه حال هیجانات خود را در یک جهت مثبت به حرکت در آورید. هیجانات مربوط به گذشته در دامنه ای از خشنودی، آرامش، افتخار و رضایت تا تلخی بی وقفه و خشم انتقام جویانه قرارمی گیرند.

این هیجانات به طور کامل به وسیله ی افکار شما در مورد گذشته تعیین می شوند. رابطه ی تفکر با هیجان یکی از قدیمی ترین و بحث برانگیزترین موضوعات در روان شناسی است. دیدگاه کلاسیک فرویدی که در هفتاد سال نخست قرن بیستم بر روان شناسی حاکم بود بر این اعتقاد است که محتوای افکار از هیجان ناشی می شود.

شواهد فراوانی برای این دیدگاه وجود دارد، زمانی که یک شخص افسرده است یادآوری خاطرات غم انگیز برای او بسیار آسان تر از یادآوری خاطرات شاد است. همچنین تجسم تصویر یک بوران و سرمای سخت و استخوان سوز در یک بعد از ظهر گرم و خشک و بدون ابر یک روز تابستان بسیار دشوار است.

تزریق موادی که آدرنالین را افزایش می دهند و یک عارضه جانبی شایع برای داروهای حاوی کورتیزون باعث ایجاد ترس واضطراب شده و موجب سوگیری در تعبیر و تفسیر رویدادهای بی غرضانه به عنوان خطر و فقدان می شود. استفراغ و تهوع موجب بیزاری از طعم غذایی می شود که قبل از دچارشدن به این حالات خورده اید، درحالیکه شما می دانید علت آن ناراحتی، بیماری آنفولانزاست نه خوردن آن غذا.

آزمون:

مقیاس رضایت از زندگی: د رذیل پنج عبارت ارائه شده است که ممکن است شما با آن ها موافق یا مخالف باشید. با استفاده ازاین مقیاس 1 تا 7 میزان موافقت خود را با هر آیتم ازطریق قراردادن عدد مناسب درجای خالی مشخص کنید.

1:بسیارمخالف 2:مخالف 3:نسبتا مخالف 4:نه موافق نه مخالف 5:نسبتا موافق 6:موافق 7:بسیارموافق.

  • زندگی من دراغلب جنبه ها به ایده آلم نزدیک است. شرایط زندگی من عالی است.
  • من کاملا اززندگی ام راضی هستم.
  • تاکنون به چیزهای مهمی که در زندگی خواهان آن بوده ام، دست یافته ام.
  • اگرمی توانستم دوباره زندگی کنم هیچ چیز را تغییر نمی دادم.

جمع امتیازها :

30تا 35 بیش ازحد راضی، بسیاربالاترازحد متوسط.

25تا 29 بسیارراضی، بالاترازحد متوسط.

20تا 24 تاحدی راضی، متوسط بزرگسالان آمریکائی.

15تا 19 کمی ناراحتی، به وضوح پایین ترازمتوسط.

10تا 14 ناراحتی، به وضوح پایین ترازمتوسط.

5تا 9 بسیارناراحتی، پایین ترازمتوسط.

زندگی درگذشته:

آیا شما اعتقاد دارید که گذشته شما آینده تان را تعیین می کند؟ هر اندازه که شما اعتقاد داشته باشید گذشته آینده تان را تعیین می کند، گرایش خواهید داشت تا به خودتان اجازه دهید تا یک کشتی منفعل باشید که هیچ نقشی در تغییر مسیر خود ندارد.

چنین باورهایی مسئول تقویت انفعال بسیاری ازمردم است. داروین مارکس و فروید به این مسئله تاکید فراوان داشتند. فروید دیدگاهی جبرگرایانه نسبت به رویدادهای گذشته و مخصوصا اتفاقاتی که در دوران کودکی برای فرد رخ می دهد و تاثیر آنها در بزرگسالی تاکید فراوان داشت.

جنبش (کودک درونی) به ما می گوید که آسیب های دوران کودکی نه تصمیمات بد خودمان یا خواسته های شخصی مان علت گرفتاری های ما دربزرگسالی است و ما فقط از طریق رودررو شدن با آن آسیب های اولیه می توانیم از این قربانی بودن بهبود پیدا کنیم.

سلیگمن می گوید: من فکر می کنم که در مورد اهمیت رویدادهای کودکی مبالغه شده است که یافتن حتی تاثیرات کوچک رویدادهای دوره کودکی بر شخصیت بزرگسالی دشوار است و اصلا هیچ مدرکی دال بر تاثیرات وسیع این رویدادها یا هیچ مدرکی دال بر تعیین کننده بودن آنها یافت نشده است.

محققان ازحدود 50 سال قبل در صدد جمع آوری شواهد برای حمایت از آن بوده اند. آنها انتظار داشتند که شواهد گسترده ای برای اثبات اثرات مخرب رویدادهای دوره کودکی از قبیل مرگ یا طلاق والدین، بیماری جسمی، کتک خوردن وسوء استفاده جنسی روی دوره بزرگسالی قربانیان به دست آورند. اما مطالعات چندان قابل توجه نبودند. مثلا چنانچه فرد قبل از یازده سالگی مادرخود را ازدست داده باشند در بزرگسالی تا حدودی افسرده تر هستند. اما نه چندان بیشتر و این فقط درمورد دختران و تنها نیمی از پژوهش ها گزارش شده است.

بخشیدن وفراموش کردن:

اینکه چه احساسی درمورد گذشته خود دارید یا افتخار در مقابل تلخی و شرم به طور کامل به خاطرات شما بستگی دارد. منبع دیگری وجود ندارد علت اینکه قدرشناسی در افزایش رضایت از زندگی موثر است این است که خاطرات خوب مربوط به گذشته را شاخ وبرگ می دهد، شدت آن ها، فراوانی آنها و نقاط حساس آن خاطرات را.

دانشجوی دیگری که اوهم ازمادرش قدردانی کرد، نوشت ((مادرم گفت که خاطره آن شب همیشه با او خواهد ماند.)) این تمرین فرصتی برای من بود تا به او بگویم که چه معنایی برای من دارد. من توانستم چیزی را که به سینه ام سنگینی می کرد، بردارم واین بار به شیوه ای مثبت در چند روز بعدی ما هر دو در (خلسه بودیم) من پیوسته درمورد آن شب فکر می کنم.))

او به این دلیل در چند روز بعدی در(خلسه) بود که افکار مثبت مکرری در مورد کارهای خوبی که مادرش برای او انجام داده است، به ذهنش خطور می کرد شدت این افکار مثبت بالا رفته و جریان مستمر آن ها شادی را به او القا می کرد.

عملکرد این حالت هم درمورد خاطرات منفی صادق است. زن مطلقه ای که تمام افکار او در مورد شوهر سابقش مربوط به خیانت و دروغ است و آن آواره فلسطینی که تمام افکار ذهنی اش در رابطه با زادگاهش در مورد تجاوز و نفرت است. هر دو نمونه هایی ازتلخ کامی هستند. افکار منفی مکرر و شدید در مورد گذشته مواد خامی هستند که مانع از هیجانات خرسندی و رضایت شده و آرامش و صلح را ناممکن می سازند.

این درمورد ملت ها هم درست مانند افراد صدق می کند. رهبرانی که پیوسته سابقه طولانی بی عدالتی واقعی یا خیالی را به پیروان خود یاداوری می کنند از آنان ملتی انتقام جو و خشن می سازند. تنها راه بیرون رفتن از خیابان هیجانی تغییر افکار از طریق بازنویسی گذشته است.

بخشش و فراموش کردن یا سرکوب خاطرات بد. با این حال هیچ راه شناخته شده ای برای تقویت مستقیم فراموشی و سرکوب خاطرات بد وجود ندارد. در واقع تلاش مشخص برای سرکوب افکار نتیجه عکس خواهد داشت و احتمال تصور موضوع ممنوعه را افزایش می دهد مثلا سعی کنید درچند دقیقه آینده (به خرس سفید فکر نکنید).

بخشش حافظه راپاک نمی کند، اما جراحات روحی را رفع و حتی دگرگون می کند و به عنوان تنها استراتژی پایدار بازنویسی گذشته مطرح می شود. متاسفانه دلایل خوبی برای چسبیدن به تلخ کامی ها وجود دارد و فرد باید قبل از آنکه برای بازنویسی گذشته به واسطه بخشش یا فراموش کردن یا سرکوب نمودن تلاش کند ترازنامه اش را جمع بزند.

باورهایی درمورد بخشش:

بخشش غیرمنصفانه است و انگیزش برای بازداشتن و مجازات مجرم را متزلزل کرده و خشم به جایی را که ممکن است به شکل کمک به قربانیان متجلی شود را تضعیف می کند.

بخشش مانع از انتقام می شود و انتقام به جا و طبیعی است.

با این وجود، در سوی دیگر بخشش خاطرات تلخ را به خاطراتی خنثی یا حتی خاطراتی با رنگ و بوی مثبت تبدیل کرده و رضایت بیشتری از زندگی را امکان پذیر می سازد.

(شما نمی توانید با عدم بخشش به فرد خطا کار آسیب برسانید اما می توانید با بخشش خود را آزاد سازید) سلامت جسمی بویژه سلامت قلبی و عروقی در افرادی که می بخشند بهتر از کسانی است که نمی بخشند و بخشش زمانی که آشتی به دنبال دارد می تواند تا حد زیادی روابط شما را با شخص بخشیده شده بهبود بخشد.

و در آخر اینکه شما تاچه میزان برای بخشیدن یک فرد خطاکار آمادگی دارید، نه فقط به ارزیابی عقلانی شما از عقاید موافق و مخالف مربوط به بخشش، بلکه به شخصیت خود شما و انتخاب خود شما بستگی دارد. در مقالات آینده به صورت مجزا و جداگانه به خود مسئله بخشش و مراحل آن خواهیم پرداخت.

منبع: کتاب شادمانی درونی

تالیف: دکترمارتین سلیگمن ومترجم: دکترمصطفی تبریزی

خلاصه کتاب شادمانی درونی

رضایت در مورد گذشته: آیا شما می توانید دربالاترین حد ممکن خود زندگی کنید؟ چه متغیرهای ارادی تغییر پایدار را ایجاد کرده و تاثیر بهتر از جستجو برخی لحظات لذت بخش موقتی خواهند داشت؟

هیجان مثبت می تواند در مورد گذشته، حال و آینده باشد. هیجانات مثبت مربوط به آینده شامل خوش بینی، امیدواری، ایمان و اعتماد هستند. هیجانات مثبت مربوط به زمان حال مثل: شادی، شور، آرامش، اشتیاق، هیجان و لذت و از همه مهمتر (جاری بودن) است. اینها همان هایی هستند که بیشتر مردم به هنگام صحبت های گهگاه شان درمورد شادمان بودن آنها را در نظر دارند.

هیجانات مثبت در گذشته مانند: رضایت، خشنودی، خرسندی، افتخار و آرامش هستند. درک این نکته بسیار مهم است که این سه مفهوم از هیجان از یکدیگر متفاوت بوده و لزوما ارتباط نزدیکی با هم ندارند. درحالی که مطلوب است در هر سه مفهوم شاد باشیم، اما این همیشه اتفاق نمی افتد. مثلا ممکن است فرد به گذشته افتخار کند و درمورد آن رضایت داشته باشد اما در حال حاضر و نسبت به آینده هم بدبین باشد.

شما ازطریق آشنا شدن با هرسه نوع متفاوت شادی می توانید با تغییردادن نحوه احساس خود مربوط به گذشته، چگونگی تفکر در مورد آینده و نحوه تجربه حال هیجانات خود را در یک جهت مثبت به حرکت در آورید. هیجانات مربوط به گذشته در دامنه ای از خشنودی، آرامش، افتخار و رضایت تا تلخی بی وقفه و خشم انتقام جویانه قرارمی گیرند.

این هیجانات به طور کامل به وسیله ی افکار شما در مورد گذشته تعیین می شوند. رابطه ی تفکر با هیجان یکی از قدیمی ترین و بحث برانگیزترین موضوعات در روان شناسی است. دیدگاه کلاسیک فرویدی که در هفتاد سال نخست قرن بیستم بر روان شناسی حاکم بود بر این اعتقاد است که محتوای افکار از هیجان ناشی می شود.

شواهد فراوانی برای این دیدگاه وجود دارد، زمانی که یک شخص افسرده است یادآوری خاطرات غم انگیز برای او بسیار آسان تر از یادآوری خاطرات شاد است. همچنین تجسم تصویر یک بوران و سرمای سخت و استخوان سوز در یک بعد از ظهر گرم و خشک و بدون ابر یک روز تابستان بسیار دشوار است.

تزریق موادی که آدرنالین را افزایش می دهند و یک عارضه جانبی شایع برای داروهای حاوی کورتیزون باعث ایجاد ترس واضطراب شده و موجب سوگیری در تعبیر و تفسیر رویدادهای بی غرضانه به عنوان خطر و فقدان می شود. استفراغ و تهوع موجب بیزاری از طعم غذایی می شود که قبل از دچارشدن به این حالات خورده اید، درحالیکه شما می دانید علت آن ناراحتی، بیماری آنفولانزاست نه خوردن آن غذا.

آزمون:

مقیاس رضایت از زندگی: د رذیل پنج عبارت ارائه شده است که ممکن است شما با آن ها موافق یا مخالف باشید. با استفاده ازاین مقیاس 1 تا 7 میزان موافقت خود را با هر آیتم ازطریق قراردادن عدد مناسب درجای خالی مشخص کنید.

1:بسیارمخالف 2:مخالف 3:نسبتا مخالف 4:نه موافق نه مخالف 5:نسبتا موافق 6:موافق 7:بسیارموافق.

  • زندگی من دراغلب جنبه ها به ایده آلم نزدیک است. شرایط زندگی من عالی است.
  • من کاملا اززندگی ام راضی هستم.
  • تاکنون به چیزهای مهمی که در زندگی خواهان آن بوده ام، دست یافته ام.
  • اگرمی توانستم دوباره زندگی کنم هیچ چیز را تغییر نمی دادم.

جمع امتیازها :

30تا 35 بیش ازحد راضی، بسیاربالاترازحد متوسط.

25تا 29 بسیارراضی، بالاترازحد متوسط.

20تا 24 تاحدی راضی، متوسط بزرگسالان آمریکائی.

15تا 19 کمی ناراحتی، به وضوح پایین ترازمتوسط.

10تا 14 ناراحتی، به وضوح پایین ترازمتوسط.

5تا 9 بسیارناراحتی، پایین ترازمتوسط.

زندگی درگذشته:

آیا شما اعتقاد دارید که گذشته شما آینده تان را تعیین می کند؟ هر اندازه که شما اعتقاد داشته باشید گذشته آینده تان را تعیین می کند، گرایش خواهید داشت تا به خودتان اجازه دهید تا یک کشتی منفعل باشید که هیچ نقشی در تغییر مسیر خود ندارد.

چنین باورهایی مسئول تقویت انفعال بسیاری ازمردم است. داروین مارکس و فروید به این مسئله تاکید فراوان داشتند. فروید دیدگاهی جبرگرایانه نسبت به رویدادهای گذشته و مخصوصا اتفاقاتی که در دوران کودکی برای فرد رخ می دهد و تاثیر آنها در بزرگسالی تاکید فراوان داشت.

جنبش (کودک درونی) به ما می گوید که آسیب های دوران کودکی نه تصمیمات بد خودمان یا خواسته های شخصی مان علت گرفتاری های ما دربزرگسالی است و ما فقط از طریق رودررو شدن با آن آسیب های اولیه می توانیم از این قربانی بودن بهبود پیدا کنیم.

سلیگمن می گوید: من فکر می کنم که در مورد اهمیت رویدادهای کودکی مبالغه شده است که یافتن حتی تاثیرات کوچک رویدادهای دوره کودکی بر شخصیت بزرگسالی دشوار است و اصلا هیچ مدرکی دال بر تاثیرات وسیع این رویدادها یا هیچ مدرکی دال بر تعیین کننده بودن آنها یافت نشده است.

محققان ازحدود 50 سال قبل در صدد جمع آوری شواهد برای حمایت از آن بوده اند. آنها انتظار داشتند که شواهد گسترده ای برای اثبات اثرات مخرب رویدادهای دوره کودکی از قبیل مرگ یا طلاق والدین، بیماری جسمی، کتک خوردن وسوء استفاده جنسی روی دوره بزرگسالی قربانیان به دست آورند. اما مطالعات چندان قابل توجه نبودند. مثلا چنانچه فرد قبل از یازده سالگی مادرخود را ازدست داده باشند در بزرگسالی تا حدودی افسرده تر هستند. اما نه چندان بیشتر و این فقط درمورد دختران و تنها نیمی از پژوهش ها گزارش شده است.

بخشیدن وفراموش کردن:

اینکه چه احساسی درمورد گذشته خود دارید یا افتخار در مقابل تلخی و شرم به طور کامل به خاطرات شما بستگی دارد. منبع دیگری وجود ندارد علت اینکه قدرشناسی در افزایش رضایت از زندگی موثر است این است که خاطرات خوب مربوط به گذشته را شاخ وبرگ می دهد، شدت آن ها، فراوانی آنها و نقاط حساس آن خاطرات را.

دانشجوی دیگری که اوهم ازمادرش قدردانی کرد، نوشت ((مادرم گفت که خاطره آن شب همیشه با او خواهد ماند.)) این تمرین فرصتی برای من بود تا به او بگویم که چه معنایی برای من دارد. من توانستم چیزی را که به سینه ام سنگینی می کرد، بردارم واین بار به شیوه ای مثبت در چند روز بعدی ما هر دو در (خلسه بودیم) من پیوسته درمورد آن شب فکر می کنم.))

او به این دلیل در چند روز بعدی در(خلسه) بود که افکار مثبت مکرری در مورد کارهای خوبی که مادرش برای او انجام داده است، به ذهنش خطور می کرد شدت این افکار مثبت بالا رفته و جریان مستمر آن ها شادی را به او القا می کرد.

عملکرد این حالت هم درمورد خاطرات منفی صادق است. زن مطلقه ای که تمام افکار او در مورد شوهر سابقش مربوط به خیانت و دروغ است و آن آواره فلسطینی که تمام افکار ذهنی اش در رابطه با زادگاهش در مورد تجاوز و نفرت است. هر دو نمونه هایی ازتلخ کامی هستند. افکار منفی مکرر و شدید در مورد گذشته مواد خامی هستند که مانع از هیجانات خرسندی و رضایت شده و آرامش و صلح را ناممکن می سازند.

این درمورد ملت ها هم درست مانند افراد صدق می کند. رهبرانی که پیوسته سابقه طولانی بی عدالتی واقعی یا خیالی را به پیروان خود یاداوری می کنند از آنان ملتی انتقام جو و خشن می سازند. تنها راه بیرون رفتن از خیابان هیجانی تغییر افکار از طریق بازنویسی گذشته است.

بخشش و فراموش کردن یا سرکوب خاطرات بد. با این حال هیچ راه شناخته شده ای برای تقویت مستقیم فراموشی و سرکوب خاطرات بد وجود ندارد. در واقع تلاش مشخص برای سرکوب افکار نتیجه عکس خواهد داشت و احتمال تصور موضوع ممنوعه را افزایش می دهد مثلا سعی کنید درچند دقیقه آینده (به خرس سفید فکر نکنید).

بخشش حافظه راپاک نمی کند، اما جراحات روحی را رفع و حتی دگرگون می کند و به عنوان تنها استراتژی پایدار بازنویسی گذشته مطرح می شود. متاسفانه دلایل خوبی برای چسبیدن به تلخ کامی ها وجود دارد و فرد باید قبل از آنکه برای بازنویسی گذشته به واسطه بخشش یا فراموش کردن یا سرکوب نمودن تلاش کند ترازنامه اش را جمع بزند.

باورهایی درمورد بخشش:

بخشش غیرمنصفانه است و انگیزش برای بازداشتن و مجازات مجرم را متزلزل کرده و خشم به جایی را که ممکن است به شکل کمک به قربانیان متجلی شود را تضعیف می کند.

بخشش مانع از انتقام می شود و انتقام به جا و طبیعی است.

با این وجود، در سوی دیگر بخشش خاطرات تلخ را به خاطراتی خنثی یا حتی خاطراتی با رنگ و بوی مثبت تبدیل کرده و رضایت بیشتری از زندگی را امکان پذیر می سازد.

(شما نمی توانید با عدم بخشش به فرد خطا کار آسیب برسانید اما می توانید با بخشش خود را آزاد سازید) سلامت جسمی بویژه سلامت قلبی و عروقی در افرادی که می بخشند بهتر از کسانی است که نمی بخشند و بخشش زمانی که آشتی به دنبال دارد می تواند تا حد زیادی روابط شما را با شخص بخشیده شده بهبود بخشد.

و در آخر اینکه شما تاچه میزان برای بخشیدن یک فرد خطاکار آمادگی دارید، نه فقط به ارزیابی عقلانی شما از عقاید موافق و مخالف مربوط به بخشش، بلکه به شخصیت خود شما و انتخاب خود شما بستگی دارد. در مقالات آینده به صورت مجزا و جداگانه به خود مسئله بخشش و مراحل آن خواهیم پرداخت.

منبع: کتاب شادمانی درونی

تالیف: دکترمارتین سلیگمن ومترجم: دکترمصطفی تبریزی

keyboard_arrow_up