رابطه بین شیوه های فرزندپروری والدین وسلامت روانی نوجوانان
امروزه حوزه شیوه های فرزندپروری سلامت روان یکی از موضوعات و مباحثی است که ذهن بسیاری ازمتخصصان حوزه های مختلف را به خود مشغول کرده است. علت این موضوع هم ارتباط و تاثیر سلامت روانی برکارکردهای مختلف فرد می باشد. در ادامه میخواهیم شیوه های فرزندپروری والدین و ارتباط آن با میزان سلامت روحی و روانی فرزاندان را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.
سلامت روان چیست؟
مفهومی است که برای توصیف سطوح مختلف شناختی و هیجانی رفاه وآسایش در زندگی و نیز عدم وجود اختلالات وبیماری های روانی به کارمی رود. براساس دیدگاه های روانشناسی بزرگ این مفهوم به معنی توانایی فرد برای لذت بردن از زندگی وایجاد تعادل بین فعالیت های زندگی و کوشش و تلاش برای رسیدن به بهبود پذیری روانی است.
سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را فقط منحصر به نداشتن اختلال های روانی نمی داند، بلکه آن را حالتی از رفاه و آسایش در نظرمی گیرد که براساس آن هر فردی خودش را توانا و با استعداد می داند و می تواند با استرس های طبیعی زندگی به خوبی کنار آمده و به صورتی مفید و موفقیت آمیز کار کند و در اجتماع مشارکت داشته باشد.
با توجه به اهمیت سلامت روانی وارتقای آن دربین افراد جامعه به منظور پیشرفت توسعه وبهبود زندگی شخصی واجتماعی، شناخت این موضوع و عوامل موثر بر آن لازم وضروری است.
عوامل موثر بر سلامت روان
باید بدانید عوامل مختلفی روی روان افراد تاثیر می گذارد. در این زمینه خانواده که اصلی ترین و مهم ترین بخش در جامعه و کانون و مرکز حفظ سلامت روان هم هست، نقش کلیدی و پراهمیتی دارد. دانشمندان معتقدند که خانواده واحدی است که سلامت روانی افراد درآن شکل می گیرد. همچنین میتوان گفت خانواده در تامین بهداشت روانی، مراقبت و حمایت ازسلامت افراد نقش بسیار مهمی دارد.
دراین میان، اهمیت بررسی شیوه های فرزند پروری و روابط میان والدین و فرزندان به عنوان یکی از مهمترین عوامل خانوادگی موثر بر سلامت افراد مورد تایید قرارگرفته است.
مطالعات آماری شیوه های فرزندپروری
نتایج تحقیقات نشان می دهد که از لحاظ آماری بین سبک های والدین یا شیوه های فرزند پروری خاص و مشکلات رفتاری نوجوانان ارتباطی معنادار وجود دارد.
ایدر در مطالعات شیوه های فرزندپروری خود نشان داد که نظارت مناسب بزرگسالان احتمال فرار از مدرسه، مصرف الکل یا ماری جوآنا و دزدی را در نوجوانان کاهش می دهد. درتحقیقات به این نتیجه رسیده اند که هرچه ارتباط دانش آموزان با والدین و اعضای خانواده بیشتر باشد فراوانی و گسترش مصرف الکل آنها کمتر می شود. این موضوع اهمیت ویژه نقش والدین در فرزندپروری را به خوبی نشان میدهد.

والدینی که وقت بیشتری را صرف سرپرستی وحمایت از فرزندان خود می کنند دارای فرزندانی خواهند بود که کمتر به سمت رفتارهای پرخطر و نامناسب گرایش پیدا می کنند. بنابراین ابتدا باید شیوه های فرزند پروری را مطالعه و بررسی کنیم تا بتوانیم با مناسب ترین شیوه، از فرزندان حمایت کنیم.
گلدمن و همکاران در تحقیقات خود نشان دادند والدینی که بدرفتار هستند از راهبردهای انضباطی سخت گیرانه بیشتر از روش ها و راهبردهای والدگری مناسب مانند، تصدیق کردن، دلیل و برهان آوردن و تشویق کردن موفقیت های فرزندان، استفاده می کنند.
بامریند با توجه به دو مقوله پذیرش و کنترل شیوه های فرزند پروری را معرفی می کند که شامل:
- والدین قدرت طلب
- والدین اقتدار طلب
- والدین آسان گیر
- والدین بی توجه
تقسیم بندی می شوند. درشیوه قدرت طلبانه پذیرش فرزندان کم ولی کنترل زیادی است. درشیوه اقتدارمنش پذیرش و کنترل هر دو بالاست. درشیوه آسان گیر پذیرش بالا ولی کنترل کم است و در شیوه بی توجه هم پذیرش و هم کنترل کم است.
شیوه های فرزندپروری و بروز اختلالات
براساس تحقیقات شیوه های فرزند پروری افراد مبتلا به افسردگی والدین خود را متخاصم و طرد کننده ارزیابی می کنند، محققان دریک تحقیق طولی به این نتیجه رسیده اند که کسانی که درکودکی توسط والدین خود مورد بی توجهی قرارگرفته اند نسبت به آنهایی که والدینشان کم محبت نبوده اند، افسردگی بیشتری نشان می دهند.
کودکان رشد یافته در خانواده هایی که پشتیبانی قوی برای آنها به حساب می آیند و مقتدر و منطقی هستند، نسبت به کودکانی که ازخانواده های سهل گیر یا استبدادی بیرون می آیند رشد اجتماعی، عزت نفس و بهداشت روانی بالاتر کسب می کنند.
دراین تحقیق برای جمع آوری اطلاعات درمورد شیوه های فرزندپروری والدین و سلامت روان افراد نمونه از آزمون فرزند پروری بامریند استفاده شده است. نتیجه گیری اینکه بین روش های فرزند پروری و مولفه های سلامت روان رابطه مستقیم وجود دارد.
در شیوه فرزند پروری استبدادی و سهل گیرانه که اثرات منفی زیادی دارند روی سلامت فرزندان تاثیر می گذارد و آنها ازسلامت روان کمتری برخوردار هستند. پس می توان نتیجه گرفت هرچه میزان دموکراتیو بودن والدین بیشتر باشد علائم جسمانی، اضطراب، اختلال خواب، اختلال کارکردهای اجتماعی و افسردگی فرزندان کاهش خواهد یافت و فرزندان سلامت هیجانی بیشتری نشان می دهند.
برعکس آن نیزصادق است؛ همه این تحقیقات تاکید کننده این نکته است که دموکراتیک بودن والدین باعث کاهش اختلال و ارتقای سلامت روان شده، اما مستبد بودن یا آسان گیری باعث بروز اختلال و افزایش ناهنجاری و پریشانی روانی است همخوانی دارد.
با توجه به اینکه دموکراتیو بودن والدین نشان دهنده یک رابطه و تعامل مناسب میان والدین وفرزندان است؛ تعاملی که توام با پذیرش و صمیمیت و در عین حال کنترل واقع بینانه است. ولی مستبد بودن یا آسان گیربودن آنها بیانگر تعامل نامناسب با فرزندان و نادیده گرفتن و فداکردن یکی ازدو عامل پذیرش یا کنترل است.
تحقیقات نشان می دهد که این شیوه ها می تواند میزان علائم جسمانی فرزندان را تحت تاثیر قرار داده و علائم آنها را افزایش دهد. درشیوه مقتدرانه والدین کارکردهای اجتماعی مانند اضطراب واختلال خواب درفرزندان کمتر دیده می شود ولی درخانواده هایی با سبک مستبد یا آسان گیر فرزندان با اضطراب واختلال خواب بیشتری رو به رو هستند.
به این نتیجه می رسیم که همه مشاوران مدارس و دانشگاه ها که خدمات مشاوره ای را به قشر نوجوان ارائه می دهند درتشخیص سبب شناسی و درمان اختلال های روانی و رفتار آنها تاثیر سبک های فرزند پروری را مد نظر قرار دهند. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه اختلالات و شیوه های فرزندپروری به سایت روانشناسی پویا مراجعه کنید.

منبع: ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ ﺷﻴﻮه ﻫﺎي ﻓﺮزﻧﺪﭘﺮوري واﻟﺪﻳﻦ و ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺷﻬﺮ اﺳﻼﻣﺸﻬﺮ
نویسنده:دکترکیانوش زهرا کار

