بهبود کیفیت زندگی با تئوری انتخاب بخش اول

سوال هایی که باید به آنها پاسخ دهیم:

1- چه چیز یا چیزهایی کیفیت زندگی ما را تعیین می کنند؟

2- فرآیند بهبود کیفیت زندگی چه پیامدهایی برای ما دارد؟

در ابتدا باید بدانیم کیفیت زندگی چیست و چه تعریفی برای آن ارائه شده است؟

معنی کیفیت با توجه به ذهنیت افراد مختلف معنای متفاوتی پیدا می کند، به گفته دیاس ((کیفیت همانند زیبایی و خوبی واژه ای است که با ذهنیت ما سروکار دارد)).

دکتر صاحبی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می کنند: “هدف فرآیند بهبود کیفیت زندگی، افزایش مهارت ها و آگاهی هاست بطوریکه افراد اراده خود را در مورد جنبه هایی از رضایت مندی که قابل تغییر است تقویت کرده و به شادمانی و خشنودی بیشتر دست یابند.

مارتین سیلگمن زندگی خوب و با کیفیت را با داشتن عاطفه مثبت، یک مشغولیت و کار ارزشمند، روابط موثر، زندگی معنادارو هدفمند و داشتن دستاوردهای مفید را مرتبط می داند.

معیارهای کیفیت زندگی بر اساس تئوری انتخاب:

از منظرتئوری انتخاب، انسان ها مسئولیت زندگی خود شان را به عهده دارند و تمام رفتارهای هر فرد با هدف برآورده سازی نیازهای او برای بقا، عشق و احساس تعلق، قدرت، آزادی و تفریح انجام می دهند. این نظریه به افراد روشهای موثرتری در برآورده سازی نیازها و دست یابی به اهدافشان را به صورتی که به خود یا دیگران اسیب نرسانند، آموزش می دهند.

در اینجا مثال مختصری در خصوص 5 نیاز ارائه می کنیم:

نیاز بقا: خوراک، پوشاک و مسکن و شغل و درآمد

نیاز به عشق و تعلق: کمک و یاری رساندن به دیگران، جامعه و اطرافیان و مراوده عشق و محبت

نیاز به قدرت: مسیر پیشرفت شغلی، احترام به خویشتن، یادگیری و اهداف و ارزشهای فردی

نیاز به آزادی: خلاقیت و تصمیم گیری و استقلال

نیاز به تفریح: تفریح و سرگرمی و یادگیری

زندگی مطلوب و مثبت یعنی برتری شادی یا تجربه ذهنی بهروزی و بهزیستی و عاطفه مثبت و خوشایند.

دکترصاحبی رضایت مندی از زندگی را ارزیابی ذهنی فرد از میزان برآورده شدن نیازها، اهداف و آرزوها می داند. بنابراین تفاوت احساس شده میان آنچه که فرد درزندگی اش دارد و آنچه خواهان آن است تعیین کننده ی میزان رضایت مندی یا نارضایتمندی فرد است.

محققان به این نتیجه رسیده اند که وقتی ما دید مثبتی نسبت به اطرافیان خود داریم این یکی از مهم ترین عواملی است که احساس رضایت ما را در زندگی تضمین می کند. کسانی که دید مثبتی نسبت به دیگران ندارند 50 درصد کمتر از بقیه امکان دارد از زندگی راضی باشند

خشنودی و شادکامی در زندگی:

شادی خواستنی ترین و شیرین ترین احساس بشر است و همه به دنبال دست یابی به آن هستند و کیفیت زندگی را بر اساس و مبنای میزان شادی و خشنودی شان می سنجند. درفرهنگ و ادبیات فارسی برای شادی مفاهیمی نظیر خوش و خرم، سرور و تازگی، شادمانی و سرزندگی، زنده دلی، طرب، خرسندی، کامروایی و رغبت درونی و….. بکار برده اند.

ماتلین و گارون 1971، شادکامی را هیجان مثبت، رضایت از زندگی و نداشتن هیجانات منفی ازقبیل افسردگی و اضطراب می داند. خشنودی وشادکامی  یک حالت روانی است که فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی و یا شادی می کند، اما در واقع شادی یعنی اینکه احساس آرامش درونی و رضایتمندی باطنی از خودمان داشته باشیم اما همه اغلب فکر می کنیم وقتی که به همه چیزهایی که می خواهیم برسیم مثلا به مدرک تحصیلی بالاتر، جایگاه شغلی بالاتر و… آن وقت دیگر شاد و خوشحال خواهیم بود ولی به یقین تمام شادی و خشنودی از درون ما سرچشمه می گیرد که با اتفاق های خارجی تحریک می شوند.

بهترین نشانه تفریح و نشاط خنده است، در واقع خنده یک رفتاراست و کل سیستم بدنی ما را درگیرمی کند. از دیدگاه روانشناسی خنده واکنشی است که برای تخلیه هیجانات به کارمی رود. با خنده انرژی ذخیره شده ناشی از کنترل محیط، کنترل ذهن فرد و حوادث زندگی از ذهن و بدن تخلیه می شود و معمولا بعد مدتی خندیدن احساس آرامش زیادی به فرد دست می دهد.

دانشمندان معتقدند کودکان روزانه حداقل 400 بارمی خندند اما درسنین بالاتر افراد گاهی به سختی یکباردرطول روز می خندند.

اثرات شادمانی دربهبود کیفیت زندگی:

کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند دیر یا زود ناگزیرند وقت خود را صرف معالجه کنند. ((جان دانات تیگر))

سوال: شادمانی و خنده چگونه می تواند کیفیت زندگی ما را بهبود ببخشد؟

شادی و لبخند به عنوان سمبلی جهانی برای تمایل به دوستی شناخته شده است. حتی یک لبخند کوچک می تواند تاثیرات بزرگ و زندگی بخشی را بر جای بگذارد، کوچک ترین کارهای شما تاثیری بیش ازآنچه تصور می کنید بر دیگران دارد. یک لبخند کوچک به جای اخم می تواند روز یک نفر را بسازد یا یک کلمه زیبا به جای جمله ی اتقاد آمیزو تحقیر کننده روح طرف مقابل را به جای سرکوب کردن به اوج ببرد.

به گزارش مجله مایو کلینیک و رئیس آکادمی روانشناسی درامریکا بیان می کند(( هنگامی که لبخندی بر چهره شخصی می بینید، نشان دهنده این امر است که مشتاق است راز بزرگ درونی خود را برای شما فاش کند)).

لبخند باعث می شود شما موفق به نظر برسید: دکتر(لیلی گارسیا) رئیس دانشکده روانشناسی پرستو در اسپانیا می گوید: ((لبخند باعث انتقال اعتماد به نفس شما به دیگران شده و آنها انعطاف پذیرترو بهتراز سایرین با چالش ها و مشکلات مقابله می کنند)).

خنده می تواند جان شما را نجات دهد:

داستان هنوزفرشته هایی روی زمین وجود دارند؛ جوانک افسرده ای تصمیم گرفته بود با کشتن خود از شر این دنیا خلاص شود او برای رسیدن به آپارتمان و در واقع قتل گاهش باید از خیابان رد می شد، بنابراین پشت چراغ قرمز ایستاد تا ماشین ها رد شوند. در همین حال سنگینی نگاه زن جوانی او را به خود آورد آن زن بدون آنکه نگاهش را از جوانک بردارد با لبخند به او نگاه می کرد. لبخند زن جوان به قدری پاک و دلسوزانه بود آن جوان مطمئن شد ((هنوز فرشته هایی روی زمین وجود دارند؛ پس من نباید به این زودی از این دنیا بروم)).

پژوهش های چند دانشکده در برزیل نشان دادند که اشخاص خندان انسان هایی دل شادتر، آرام تر، منطقی تر،صمیمی تر،خوش چهره تر و با محبت و دلسوزتر از کسانی هستند که لب به خنده نمی گشایند.

خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها با استفاده از آن می توانند بسیاری ازدرد های خود را تخفیف دهند، خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و در نتیجه افزایش ترشح آدرنالین درخون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است. همچنین به عنوان دارویی برای پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماری هاست.

ترشح هرمون ((ایمونو گلوبولین)) در بدن با میزان خندیدن ما رابطه مستقیم دارد. این هرمون به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتری ها و میکروب ها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماری ها آماده می کند.

حکیم فردوسی می فرمایند:

چو شادی بکاهد، بکاهد روان                     خرد گردد اندر میان ناتوان

                                                 مده دل به غم تا نکاهد روان                به شادی همی دار تن را جوان

دکتر شنیدلر، پزشک و دکتر رابرت جی. هاویگهرست، پرفسور دانشگاه شیکاگو درکتاب ((چگونه صد سال با شادمانی زندگی کنیم)) می نویسد که بین سی تا پنجاه درصد از افراد بیمار اساسا به سبب خوشحال نبودن مریض هستند.

نورمن در سال 1964 به بیماری آرتریت روماتوئید یا آرتروز ستون فقرات مبتلا شد. در ابتدا برای درمان درهایش در روز بیش از 26 قرص آسپرین، خواب آورو کدئین دار مصرف می کرد. اما به مرور زمان مصرف این قرص ها جای خود را به دزهای خنده داد، کازنیز متوجه شد که با 10 دقیقه خنده در روز می تواند به چند ساعت خواب بدون درد دست پیدا کند. وی پس از دست یافتن به تاثیر حیرت آور خنده در برطرف کردن درد با نگاه کردن فیلم های برادران مارکس و خواندن داستان های فکاهی به خنده درمانی پرداخت، او تا جایی پیش رفت که توانست بدون مصرف دارو به این بیماری غلبه کند.

لازم به ذکر است خاصیت دارویی خنده به لحاظ علمی به اثبات رسیده است و پزشکان برای درمان بیماری ها آن را توصیه می کنند.

منبع: زندگی به سبک تئوری انتخاب

نوشته: مجید احمدی

#تئوری_انتخاب #نیازها #خشنودی #شادکامی #خنده #کیفیت_زندگی #سلامت_روان #مسئولیت_پذیری

 

 

برای اشتراک گذاری این مطلب می توانید از دکمه های رو به رو استفاده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید